چهل سال اصلاحات و کاهش فقر
جیم یونگ کیم رییس گروه بانک جهانی
مقدمه
صبح بخیر، برای من جای افتخار است که درین محفل بزرگ و بااهمیت حضور دارم.
در ماه دسمبر ابتکار دنگ شیائوپینگ در باره برنامه اصلاحات و سیاست درهای باز چین همراه با ایراد بیانیه معروف وی که گفت: "اندیشه را آزاد کنید، حقایق را دریابید و مانند یک پیکر برای روبرو شدن با آینده متحد شوید"، چهل ساله میشود.
بیانیه یادشده روند چهار دهه اصلاحاتی را آغاز کرد تا چین را به جایی برساند که اکنون در آن قرار دارد: دومین اقتصاد جهان، و یکی از معدود کشورهایی که بتواند به سرعت از یک کشور دارای عاید پایین به کشوری با درآمد بالا تبدیل شود.
در طی چهار دهه گذشته، بیش از 800 میلیون انسان از فقر رهایی یافتند، سهم چین در اقتصاد جهانی از 1.5 درصد در سال 1978، امروز به 15 درصد ارتقا یافته است، عاید سرانه از 300 دالر در سال 1978 با رشد 25 برابری به 7300 دالر در سال 2017 افزایش یافت.
امروزه چین در فاصله نه چندان دور با محو کامل فقر قرار دارد و چهلمین سالگرد فرصت خوبی است برای فکر به اصلاحات و سیاست درهای باز کشور و همچنین ثبت روند کاهش فقر:
نخست، ما باید سفر چین در مسیر تاریخی را درک کنیم و کارنامه تاریخی را به درستی بشناسیم.
دوم، باید اصلاحات چین در گذشته را بدانیم زیرا دانستن این موضوع برای انجام اصلاحات در آینده مهم است.
سوم، خیلی از کشورها به چین به عنوان نمونه ای از انکشاف نگاه میکنند، ازینرو دانستن برنامه اصلاحات در چین برای سایر کشورهای جهان مهم است.
چین در نوزدهمین کنگره حزب در اکتبر سال 2017، خود را نمونه ای قابل تقلید شناسایی کرد. بیانیه رییس جمهور شی جین پینگ حکایتگر دگرگونی آرزوهای کنونی این کشور با گذشته بود. مدل چینی، آنگونه که رییس جمهور شی گفت، گزینه ای تازه را به کشورها و ملل دیگر که خواهان سرعت بخشیدن به انکشاف خود و همچنین حفظ استقلال شان هستند، ارایه میکند. این مدل همچنین عقلانیت و رویکرد چین جهت حل مشکلاتی که جامعه بشری با آن دست و گریبان است را پیشکش میکند.
و اما چین چگونه موفق به کاهش چشمگیر فقر شد؟ دو عامل برجسته به چشم میخورند:
اول، برنامه اصلاحات و سیاست درهای باز چین که به عنوان تهداب رشد سریع شناخته میشود که به مردم کمک کرد خود را از شر فقر رها سازند.
دوم، تلاش پایدار و متمرکز به هدف کاهش فقر در تمام جریان اصلاحات.
برنامه اصلاحات و سیاست درهای باز
به اندازه قابل توجهی موفقیت چین در کاهش فقر مدیون رشد قوی اقتصادی ناشی از اصلاحات این کشور می باشد که با دنبال کردن نسخه هایی تجویز شده توسط اقتصاددانان اصلی اجرا می شود به شمول:
تجارت درهای باز، سرمایه گذاری خارجی و مفکوره های تازه برای مدیریت اقتصادی؛
آزادی تدریجی قیمت ها، تنوع مالکیت و ایجاد شرایط برای شکوفایی بخش خصوصی ؛
تقویت حقوق دارایی ها و اهمیت دادن به سرمایه گذاری روی مردم و زیربنا ها.
با این حال، چنین محاسبه ای اهمیت درس گرفتن از تجارب چین را میپوشاند. اصلاحات تدریجی، آزمایشی و نا متمرکز در نظام اقتصادی چین مخصوصا در اوایل اصلاحات کاملاً متفاوت با روش "شوک درمانی" اصلاحات اروپای شرقی و اتحاد شوروی سابق بود. مقوله "عبور از رودخانه همراه با حس کردن سنگ ها" به اسلوب اصلاحات اقتصادی در چین مبدل شد.
برنامه اصلاحات در چین رویکردی عملگرا است که زمینه را برای ظهور نظام ویژه این کشور فراهم میکند. در این میان می توان به نظام "مسیر دوگانه" اشاره کرد که به کشاورزان و تشکیلات کشاورزی اجازه داد تا تولیدات شان بعد از تحویل مقدار معینی به دولت، متعلق به خودشان باشد . این رویکرد توانست از فروپاشی اقتصاد دستوری جلوگیری کرده و به اقتصاد بازار اجازه ظهور را داد.
استراتژی کاهش فقر در چین
همراه با تحکیم تدریجی برنامه اصلاحات و سیاست درهای باز "تخفیف فقر و تمایل به انکشاف" به شعار سیاست های توسعه ای چین مبدل شد. میتوانیم درس های مهمی از خصوصیات تلاش های چین در تخفیف فقر به دست بیاوریم:
اول، از آغاز برنامه تحفیف فقر مورد حمایت قوی مقامات ارشد حکومت قرار گرفت که اولین آنان دنگ شیائوپینگ بود. رییس جمهور شی اخیرا محو کامل فقر را به عنوان یکی از سه "نبرد قاطع" با وضاحت تعریف کرد که نشاندهنده مدیریت مرکزی در این مورد است. صدای این مدیریت قوی همه نهادهای دولتی را برای پیگیری برنامه تخفیف فقر در حوزه مسوولیت های شان مورد خطاب قرار داد.
دوم، چین یک سازمان اختصاصی را به هدف مبارزه با فقر به وجود آورد. گروه رهبری کاهش فقر و دفاتر محلی مناطق کمتر توسعه یافته حامیان کلیدی برنامه مبارزه با فقر به شمار میروند. این نهاد ها سیاست های مبارزه با فقر را طرح کرده و به اجرای برنامه ها در سطح محلات پرداختند.
گروه رهبری از آغاز دهه 1990 بدینسو به عنوان شریک ما در چین شناخته میشود. از زمانی که به ارزیابی و تشخیص فقر آغاز کرد، ما به گونه مشترک روی برنامه متعدد فقر کار کرده ایم و برنامه کاهش فقر در جنوب غرب و نیز پروژه لویس پلاتو را کمک مالی کرده ایم.
سوم، رشد کشاورزی در بیشتر محلات فقیرنشین در مناطق روستایی در تخفیف فقر موثر بوده است. در بین سال های 1981 الی 2017، با رشد یک درصد تولید ناخالص ملی، فقر 0.97 درصد کاهش یافته است.
چهارم، چین به طور عمدی فقیرترین و نیازمندترین منابع را هدف قرار داد. در اوایل برنامه تخفیف فقر در چین در مناطق خیلی کوچکی اجرا شد مثل برنامه "سان شی" . اما با اجرای برنامه "8-7" در دهه 1990، ساختار اجتماع هماهنگ در اوایل سال های 2000، و از سال 2012 بدینسو برنامه "آخرین کیلومتر" که مناطق با فقر شدید را جهت افزایش تولید و عاید مورد حمایت قرار داد، از اولویت و مایه های هرچه بیشتر بهره مند شده است.
با مرور زمان، چین به ویرایش سیاست های خود پرداخت تا دقیق تر و مشخص تر شود: از رویکرد ملی در ابتدا تا سیاست های وسیع منطقه ای مانند "استراتژی انکشاف مناطق غربی" و انتخاب ولسوالی های فقیر در نخست، بعدا روستا ها و در نهایت خانواده های فقیر.
در پنج سال اخیر برنامه "هدف قرار دادن دقیق فقر" بر اساس بانک اطلاعات 70 میلیون خانوار، حکومت را در هدف قرار دادن بقیه مردم فقیر در پروگرام "آخرین مایل" یاری کرده است.
پنجم، رشد عدم تساوی از موضوعات نگران کننده ای است هم برای سیاست گذاران و هم برای مردم. طی سال های اخیر چهل درصد جمعیت قشر پایین عاید بیشتر از حد میانگین داشته است. در دهه قبل از سال 2012 رشد مصرف چهل درصد جمعیت قشر پایین ، سالانه 8.1 درصد رشد کرد، چیزی بالاتر از حد اوسط 7.9 درصد در سطح ملی.
در نهایت، تمرکز چین روی سرمایه انسانی بوده است. اتخاذ "پین این" در تدریس زبان در سال 1979، سطح سواد را بهبود بخشید و گسترش تدریجی برنامه آموزش اجباری در دوره اصلاحات ظرفیت قشر کارگر را بهبود بخشید.
گسترش سریع آموزش عالی بعد از سال 2000، اساس ترقی چین به حیث یک کشور خلاق و نوآور را گذاشت. گسترش بیمه صحی طی سال های دهه 2000 سریع گسترش یافت که اکنون عملا همه شهروندان مملکت را دربر میگیرد و نیز اصلاحات در بخش خدمات صحی از سال 2009 بدینسو به بهبود صحت مردم چین انجامید.
اخیرا ما اولین فهرست سرمایه بشری را منتشر کردیم که بیانگر سرمایه گذاری کشورها در بخش صحت و آموزش برای مردم شان است. چین با قرار گرفتن در رده چهل و ششم این فهرست، بالاتر از اکثر کشورهای دارای درامد متوسط و نزدیک به رده کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی است.
مشارکت چین و گروه بانک جهانی
گروه بانک جهانی یک شریک متعهد چین در کل روند اصلاحات این کشور است. دنگ شیائوپینگ بنیانگذار این مشارکت بود. زمانی که با رابرت مک نامارا رییس وقت بانک جهانی در سال 1980 دیدار کرد، وی گفت: "چین مصمم به عصری سازی و انکشاف اقتصاد خود است و در صورت کمک بانک جهانی، چین زودتر و به گونه موثر به این هدف خواهد رسید. بدون مساعدت بانک جهانی هم چین به هدفش خواهد رسید، اما دیرتر."
اعضای بانک جهانی همراه با گروه های همکاری چینی گزارش هایی مانند "انکشاف اقتصاد سوسیالیستی" (1981)، "چشم اندازهای بلند مدت و گزینه ها "(1984)،" چین در 2020 (1997) و "چین در 2030" (2014) را تهیه نمودند که در مناظرات داخلی چین روی مسیر اصلاحات تاثیرگذار بودند.
همچنین ما سه ارزیابی روی فقر انجام دادیم که طی آن تغییر هویت فقر در چین را تحلیل کرده و سیاست ها و برنامه های جوابگوی این تغییر را پیشنهاد کردیم.
مفاهیم و تخنیک های جدیدی از جمله رویکردهای چندگانه کاهش فقر، توانبخشی محیط زیست و کاهش فقر و همچنین مدیریت بودجه ویژه برنامه تخفیف فقر که برنامه هایی مانند پروژه فقر در جنوبغرب، پروژه لویس پلاتو، پروژه انکشاف جوامع فقیر روستایی و برنامه نتایج کاهش فقر در ولایت گوانگ شی از آنها استفاده کردند را دولت چین در سطح ملی ترویج کرده است.
چشم انداز آینده
در حال حاضر چین کشوری ست دارای درآمد بالای متوسط و در آینده نزدیک به کشوری دارای عاید بالا ارتقا خواهد یافت؛ با این حال سطح عاید در این کشور یک چهارم حد اوسط عایدات در کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی است. با وجود آن که زمان رشد دو رقمی تولید ناخالص ملی دیگر گذشته است، چین هنوز هم برای رسیدن به اهداف صد ساله خود نیاز به رشد قوی دارد.
با توجه به اینکه منبع نیروی اضافی کار در روستاهای کشور تقریبا خشک شده و ساختار نفوس دیگر نمی تواند بازده حاشیه ای به ارمغان بیاورد،حفظ رشد سریع برای چین سختتر شده است. رشد در چین باید به طور فزاینده متکی به افزایش تولید و نوآوری باشد. مسیر جدید مستلزم اصلاحات بیشتر و درهای بازتر است. باید به طور مداوم به تقویت نظام ها و مکانیزم هایی پرداخت که برای اقتصاد مختلط چین مفید باشد. سیاست درهای باز نه تنها بازارهای مورد نیاز را برای چین فراهم میکند، بلکه این برنامه زمینه را برای فناوری، استعدادهای مدیریت و اندیشه ها جهت همترازی با کشورهای بیشتر انکشاف یافته نیز مساعد میسازد.
تا پایان این دهه چین احتمالا موفق به ریشه کن کردن فقر شدید خواهد شد، اما درک از فقر همزمان با رفتن این کشور به سوی رفاه تغییر خواهد کرد. بانک جهانی پیشنهاد کمیسیون جهانی فقر را در مد نظر دارد و فعلاً دو استاندارد جدید را برای اندازه گیری نرخ فقر در چین به کار می برد:
سه دالر و 20 سنت در روز، نرخ معمول فقر در کشورهای دارای سطح پایین عاید متوسط. هفت درصد از جمعیت چین (96 میلیون تن) در زیر این خط زندگی میکنند.
پنج دالر و 50 سنت در روز، نرخ معمول فقر در کشورهای دارای سطح بالای عاید متوسط. 27.2 درصد از جمعیت چین (373 میلیون تن) زیر خط یادشده زندگی میکنند.
در حالی که چین در حال تغییر است، مشارکت این کشور با گروه بانک جهانی نیز تغییر مییابد. قدرت فزاینده چین در بخش اقتصاد این کشور را وادار میکند تا سهم هرچه چشمگیرتری در رشد جهانی داشته باشد. این کشور رهبری مسایل کلیدی چون تغییر اقلیم را به عهده گرفته است و به صدای نماینده کشورهای در حال رشد در عرصه بین المللی تبدیل شده است.
چین نقش رهبری در انکشاف دارایی را از راه همکاری رو به ازدیاد با انجمن انکشاف بین المللی و از طریق ابتکار ایجاد بانک های توسعه ای جدید به عهده گرفته است. این کشور ترویج کننده مهم استفاده از دانش جهت انکشاف از راه آموزش جنوب-جنوب و اشتراک گذاشتن تجربه هایش است.
کشور های دیگر به چین به عنوان منبع دانش و تجربه مینگرند و گروه بانک جهانی به حمایت هایش از نقش فزاینده چین در عرصه بین الملل ادامه خواهد داد. ما به همکاری های مان در مسایل بسیار مهم جهانی و آموختن از تجربه چهل ساله چین در بخش اصلاحات و سیاست درهای باز ادامه خواهیم داد.
با کمک و همکاری چین ما این دانش را با همه مشترکان مان شریک میسازیم و از این کشور میخواهیم تا درس های چهل ساله خود را با ما شریک سازد تا بتوانیم به سایر کشورها جهت رفاه بیشتر کمک کنیم. با بهره مندی از شالوده های گذشته و با تمرکز بر آینده ما به گونه مشترک میتوانیم به همه شانس رسیدن به آرزوهای شانرا بدهیم و در نهایت در روی زمین به فقر نقطه پایان بگذاریم.






